فرض کنید فردا صبح یکی از باتجربهترین نیروهای شما بگوید: «از فردا دیگه نمیتونم بیام.» اولین فکری که به ذهن میرسد احتمالاً این است: «باید یک نفر جایگزین پیدا کنم.» اما شاید مسئله اصلی هنوز خودش را نشان نداده باشد. چند ساعت بعد ممکن است سؤالهای ...ادامه مطلب
یکی از خستهکنندهترین چرخههایی که در مدیریت کافینت تجربه کردم این بود: نیروی جدید استخدام میشد. روزهای اول تقریباً برای هر کاری سؤال داشت. «این ثبتنام رو چطور انجام بدم؟» «مدارکش چیه؟» «این خطا یعنی چی؟» «هزینه این سفارش رو چطور حساب کنم؟» «این ...ادامه مطلب
مشتری وارد کافینت میشود و درباره خدمتی سؤال میکند که مدتهاست انجام ندادهاید. کارمند رو به شما میکند: «مدارکش چی بود؟ سایتش کدومه؟» شما هم شروع میکنید به جستوجو. یک تب گوگل باز میشود. بعد سراغ پیامهای قدیمی میروید ...ادامه مطلب
فرض کنید دو کافینت در یک محدوده یک خدمت مشابه ارائه میکنند. در کافینت اول، قیمت کمی پایینتر است. در کافینت دوم، مشتری میداند سفارشش ثبت میشود، اگر سامانه مشکل داشته باشد درخواستش فراموش نمیشود، اگر مدرکی کم باشد به او گفته ...ادامه مطلب
فرض کنید طی چند سال فعالیت کافینت، شماره ۱۰ هزار مشتری را جمع کردهاید. امروز یک ثبتنام جدید خودرو شروع میشود. یک سؤال ساده: برای کدامیک از این ۱۰ هزار نفر پیام میفرستید؟ اگر جواب این باشد: «نمیدانم؛ احتمالاً برای همه میفرستیم ...ادامه مطلب
اگر سه کارمند داشته باشید و از شما بپرسند: «بهترین کارمندتان کدام است؟» احتمالاً خیلی سریع یک اسم به ذهنتان میرسد. اما اگر بپرسند: «چرا فکر میکنید او بهترین است؟» جواب کمی سختتر میشود. ممکن است بگوییم: «خیلی فعاله.» «مشتریها باهاش راحتن.» «خیلی سریع کار ...ادامه مطلب
یک روز بعد از انجام سفارش یکی از مشتریها، مبلغ نهایی را به او اعلام کردیم. مبلغ چیزی حدود ۵۰۰ شده بود. بهمحض اینکه عدد را شنید، عصبانی شد. جلوی بقیه مشتریها شروع کرد به اعتراض که چرا اینقدر حساب کردهایم و عملاً ما را ...ادامه مطلب
مشتری وارد کافینت میشود. مدارکش را آورده، برای انجام کارش آماده است و انتظار دارد چند دقیقه یا چند ساعت بعد کارش انجام شده باشد. پشت سیستم مینشینیم، سایت را باز میکنیم و صفحه لود نمیشود. دوباره امتحان میکنیم. اینترنت را بررسی میکنیم ...ادامه مطلب
زمانی که سه نفر در کافینت من کار میکردند، تصور میکردم هرچه تعداد نیرو بیشتر شود، وقت خودم آزادتر خواهد شد. من دیگر قرار نبود همه سفارشها را شخصاً انجام بدهم. قرار بود بیشتر روی مدیریت مجموعه، تبلیغات، آموزش نیروها، مشتریان و رشد کسبوکار تمرکز ...ادامه مطلب
یک سال حدود ۴۰۰ نفر فقط برای ثبتنام کنکور به کافینت ما مراجعه کردند. در نگاه اول عدد خوبی بود. برای جذب مشتری تبلیغ کرده بودیم، هزینه کرده بودیم، زمان گذاشته بودیم و در نهایت هم تعداد قابلتوجهی مشتری وارد مجموعه شده بودند. اما وقتی مراحل بعدی ...ادامه مطلب